او خواهد آمد
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

او خواهد آمد


قاصدک
لحظه های آبی
عاشق آسمونی
دل نوشته های یک دختر شهید
وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید)
عشق سرخ من
أنّ الارض یرثها عبادی الصالحون
.: شهر عشق :.
مهاجر
منطقه آزاد
احمد چاله پی
ابـــــــــــرار
سکوت خیس
درس های زندگی
قافیه باران
حرم الشهدا
سعادت نامه
کلبه تنهایی
جیغ بنفش در ساعت 25
مردود
ولایت دات کام
مکاشفه مسیح
تیام
دادار
هر چی تو دوست داری
السلام علیک یا فاطمه الزهراء (س)
هیئت
حقوق خانواده
عدالت جویان نسل بیدار
مرامنامه عشاق
Sense Of Tune
اللهم عجل لولیک الفرج
***رویا***
*ایستگـــــــــــــــــــــــــــاه انـــــــــــــــــــــرژی*
بهار صداقت**
آزاد اندیشان
احساس ابری
حضـــور
برای خودم
عکس های باغبادران
بی تو 2
..::منتظر بیداری::..
دهاتی
دکتر علی حاجی ستوده
یک مشت آفتاب
پرسمان
ماه عسل
.:صدای دیدار:.
دل نوشته های من
روژمان
sayeh.
آقا جون آجرک الله...
جوونی کجایی...
بازمانده آخر
روانشناسی جالب
شرکت نمین فیلتر
داستان های زیبا +مطالب عاشقانه
ضد شیطان پرستی
از همه رنگ
تنهایی من
بهترین اسلحه:عشق
عشق
آخرین منجی
sina
من هیچم
مطالبی حیرت آور در مورد فراماسونری و نقش آنها در سرنوشت جهان!!
آنتی شیطان
عمومی
شادی(زمزمه های دلتنگی)
یک دوست
دلنوشته های من
دنیای امروز

 

 

 رشیدالدین‌الاسلام ابوعبدالله محمدبن‌علی‌بن‌شهر آشوب - فقیه و محدث شیعی معروف - در ادب و شعر عربی مهارت زیادی داشت.

جد او نیز محدثی فاضل بود و از شیخ‌طوسی روایت می‌کرد. او نزد بیشتر علمای زمان خود رسیده بود و اجازه روایت داشت. چون به 8سالگی رسید تمام قرآن را حفظ بود و دروس مقدماتی و ادبی را فراگرفت و بعد از آن به تحصیل علوم و معارف دینی مثل فقه، اصول، حدیث، رجال، کلام و تفسیر پرداخت. وی پس از سالیانی اقامت در حوزه‌های علمیه ایران و استفاده از محضر دانشمندان و اساتید بزرگ و مسافرت‌های علمی در سرزمین‌های مختلف ایران با کوله‌باری از دانش و معنویت به بغداد عزیمت کرد. تألیفات ارزشمندی از ایشان به یادگار مانده است. سرانجام ابن‌شهر‌آشوب مازندرانی، فقیه فرزانه اهل بیت عصمت و طهارت، پس از گذراندن 100سال عمر و حدود 70سال خدمت پرتلاش به تشیع، در 22شعبان سال588قمری در شهر حلب به دیار باقی شتافت.


ارسال شده در توسط مجید

هر شب که انتظار تو را می برم به روز   

شرمنده ام که بی تو نفس می کشم هنوز

 

منت گذار بر سر من مهربان پدر

دیگر به گریه، پای گناهان من مسوز

 

آقا به این سیاه دل ِ بی نوای خویش

لطفی کن و عطا بنما اشک و ساز و سوز

 

یا لااقل دعا بنما تا ببینمت

از پشت پرده رخ بنما ماه شب فروز

 

چشمم به راه جاده ی وصلت در انتظار

اما تو چشم بر ره برگشت من مدوز


 

 

 

شعر : حقیر



ارسال شده در توسط مجید

من که از ابتدا به همه ائمه اطهار علیهم‏السلام مخصوصا صاحب الزمان علیه‏السلام ارادت خاصى داشتم، در مشکلات و گرفتارى‏ها به آن حضرت متوسل مى‏شدم، حضرت هم عنایت مى‏فرمودند و مشکلاتم برطرف مى‏شد.

در همان اوایل طلبگى که در زمان رضاشاه بود، مرحوم آقا روح‏اللَّه اصفهانى رحمةاللَّه از اصفهان به قم آمده بودند، و عده‏اى از علماء و بزرگان ایران را بسیج کرده بود تا بر علیه رضا شاه قیام کنند. ولى مرحوم آیةاللَّه العظمى حائرى رحمةاللَّه این کار را به صلاح حوزه نمى‏دانستند و موافق آن نبودند. لذا عده‏اى مى‏گفتند: باید به دنبال آقا روح اللّه رفت. و عده‏اى هم مى‏گفتند: باید دید نظر حاج شیخ چیست؟ و باید از ایشان تبعیت کرد.

این مسأله باعث شده بود که امر بر من مشتبه شود، لذا به حضرت حجّت علیه‏السلام متوسّل شدم که در این اوضاع وظیفه من چیست؟ آیا از شیخ تبعیت کنم؟ یا دنبال آقا روح اللّه اصفهانى بروم؟ و رضایت شما در کدام است؟!

ماه مبارک رمضان بود، موقع ظهر در مدرسه فیضیه خوابیده بودم که در عالم خواب دیدم:

"در آسمان یک تابلو سبز رنگى، شبیه به نئون، روشن است و با خط سبز بر آن نوشته شده بود:

"وَاِذا ظَهَرَ عَلَیْکُمْ البِدَع فَعَلَیْکُمْ بِالشّیِخ عَبْدُ الْکَریم"

"هنگامى که براى شما مسئله تازه و جدیدى اتفاق افتاد، بر شما باد که به حاج شیخ عبدالکریم رجوع کنید".

وقتى از خواب بیدار شدم، فهمیدم که باید به دنبال حاج شیخ عبدالکریم بروم. اتفاقا حاج آقا روح اللّه اصفهانى هم کارى از پیش نبرد و سیاست حاج شیخ در آن مقطع زمانى باعث حفظ حوزه علمیه از شرّ رضاخان شد والاّ رضاخان قصد از بین بردن حوزه را داشت

 

 

 

 

 

 

منبع:سایت مسجد جمکران


ارسال شده در توسط مجید
<      1   2      
>